Tycoons slot betsoft games

رفتن درویشیان؛ فروافتادن یک شمایل

رفتن درویشیان؛ فروافتادن ی

رضا زنگی آبادی

درویشیان در ادبیات ایران شمایلی را به دوش می‌کشید که صمد بهرنگی آغازگر آن بود و درویشیان چهره برجسته و انتها و پایان آن. زمانه دیگر زمانه‌ی آن‌ها نبود. آن‌ها همانطور نوشتند که زیستند ساده و بی‌الایش انسانی و متعهد. این شمایل اغلب روستازاده‌ای سختی کشیده بود و بزرگترین آرزویش معلم شدن در ده‌کوره‌ای شبیه همان که در آن بدنیا آمده بود تا به جنگ نادانی و فقر و بی‌عدالتی برود و در کنار معلمی نویسندگی هم بکند و قصه‌ی همان بچه‌ها را بنویسد، قصه کودکی پر از رنج و محنت خودش را. 
 این شمایل حتی تا اواسط دهه شصت هم به قدرت خود پا برجا بود. اوج قدرت‌نمایی این تیپ نویسندگان اوایل انقلاب بود جایی که معلمان، آزادانه کتاب‌های این نویسندگان را برای دانش‌آموزان می‌آوردند و برخی از همین دانش‌آموزان نویسندگان نسل بعد شدند.  
من سلول 18 را در نوجوانی  یکشبه خوانده بودم بعد هم کتاب از این ولایت را و آن داستان معروف «کاه» که همان سال‌ها یکبار هم آن را از برنامه‌ی خانواده رادیو شنیدم. 
این داستان‌ها امروزه شاید ضعیف و حتی پیش‌پاافتاده بنظر برسند اما روح انسانی و شرافتمندانه دمیده در آن‌ها برای همیشه قابل احترام است.:
اساسا ایده این نویسندگان نوشتن به زبانی بود که برای همه قابل فهم باشد. چرا که مخاطبین آ‌نها هم از بین همین افراد فرودست و فقیر بودند که می‌توانستند تصویر خودشان را در این گونه آثار ببینند البته که این داستان‌ها در زمانه‌ی خودشان خوانده شده‌اند به خوبی هم خوانده شده‌اند و تاثیرگذار بوده‌اند. 
بدون شک داستان ایرانی به لحاظ تکنیکی بسیار پیشرفت کرده است اما دیگر نه خوانده می‌شود و نه تاثیرگذار است.
 آن تعهد انسانی و شرافتمندانه و آن صداقت از ادبیات ما رخت بربسته،  آن ستیز همیشگی با قدرت و پرداخت هزینه‌های آن. 
نویسندگانی که به همین راحتی که ما برای جلسات رونمایی به فرهنگسراها می‌رویم به زندان و تبعید می‌رفتند. تکلیف‌شان با خودشان و با قدرت روشن بود. همه انرژی آن‌ها صرف ساخت و پاخت آشکار و پنهان با قدرت نمی‌شد. همه چیز را نمی‌فروختند. دره‌ای عمیق است بین رفتار، حرف‌ها و آثار ما.

نوشته دولت‌آبادی برای درگذشت درویشیان

 علی اشرف درویشیان، نویسنده‌ی مردمان تهیدست و نکبت‌زده‌ی لایه‌های ناپیدای جامعه‌ی ما درگذشت.علی اشرف بیمار یک مریضیِ باستانی در سرزمین ما ایران بود و آرزومند آنکه روزی- روزگاری این بیماری درمان بشود که البته نشد و به نظر می‌رسد به این زودی‌ها هم شدنی نخواهد بود! البته علی اشرف خودش در کشاکش زمانه و دشواری‌های آن بیمار شد و چنان سنگین که چون دکتر خسرو پارسا- که خداش بدارد- مرا خبر داد بروم بالینش،علی اشرف تقریباً مرده بود.
باوجود این به گواهی من، دکتر دست به کار بزرگی زد که این روزها به آن می‌گویند ریسک بدیهی ست آن دقت نظر و عمل مؤثر افتاد و علی اشرف بازگشت و آن بیشتر به یک اتفاق استثنایی تعبیر تواند شد. وزان پس دشواری زیستی شهناز دارابیان گرامی ( همسر علی اشرف) ده چندان شد؛ چون تیمار انسانی که قادر نبود خودش را اداره کند برای هیچ بانویی آسان نیست و برای خانم دارابیان با وجود مشکلاتی که همه آشناییم چند چندان دشوار بود. به این ترتیب بیش از هرکه من به شهناز دارابیان تسلیت و خداقوت می‌گویم و همدردی خود را بیان می‌دارم و مایلم بیفزایم که جامعه‌ی ادبی- فرهنگی ایران، از آن جمله من قدردان فداکاری و از خود گذشتگی  بانویی که ایشان است می‌باشیم و او را کماکان گرامی و محترم خواهیم داشت.
محمود دولت‌آبادی -چهارم آبان‌ماه 1396.

جمال میرصادقی: 
درویشیان حرف‌های خودش را می‌زد

جمال میرصادقی گفت: علی اشرف درویشیان حرف‌های خودش را می‌زد اما اذیتش می‌کردند و جلوی چاپ آثارش را می‌گرفتند.
این نویسنده پیشکسوت درباره علی اشرف درویشیان و نوشته‌هایش با بیان این مطلب گفت: من با درویشیان دوست بودم. امروز برایم روز غم‌زده‌ای است؛ درویشیان نویسنده بافضیلتی بود. 
او ادامه داد: آنچه که در کار درویشیان مهم است و به آثار او فضیلت می‌دهد این است که او خوانندگانش را انتخاب می‌کرد. برعکس ما که می‌نویسیم و خوانندگان می‌آیند کتاب ما را انتخاب می‌کنند اما او اینگونه نبود، داستان‌هایش را ساده می‌نوشت و دنبال ساختار آنچنانی برای داستان‌هایش نبود. سعی می‌کرد توجه خواننده را به معنای داستان جلب کند اما همین مسئله باعث شده بود که عده‌ای قبولش نداشته باشند.
میرصادقی که در پی درگذشت درویشیان سخن می‌گفت، یادآور شد: دو سال پیش در جلسه‌ای حضور داشت و آنجا گله می‌کرد که کسانی او را قبول ندارند. من به او گفتم که آنها اشتباه کرده‌اند؛ تو مردمی هستی و می‌مانی. تو حرف‌های خودت را می‌زنی. حرف‌هایی که صمیمانه است و از دلت بیرون می‌آید و این همبستگی و پیوندت با مردم عادی همیشه می‌ماند.
او با بیان اینکه امروز به خاطر درگذشت علی اشرف درویشیان به شدت غم زده گفت: درویشیان مرد خیلی افتاده‌ای بود. آدمی بود که تن به سانسور نداد. زندانش کردند و اجازه چاپ کتاب‌هایش را ندادند، اما او ایستادگی کرد.

او

۳ شهریور سال ۱۳۲۰ در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش اوسا سیف الله آهنگر بود و در گاراژ کار می‌کرد. مادربزرگش نیز زنی دنیا دیده و با تجربه و سرد و گرم چشیده بود‌‌. در گفتن افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه مهارت عجیبی داشت‌‌. درویشیان بسیاری از افسانه‌های او را در کتاب افسانه‌‌ها و متل‌های کردی آورده ‌است.
درویشیان در سال ۱۳۳۷ پس از گذراندن دوره‌ دانشسرای مقدماتی کرمانشاه، ۸ سال در روستاهای کرمانشاه و گیلا‌نغرب آموزگار بود. در سال ۱۳۴۵ در دانشگاه تهران در رشته‌ ادبیات فارسی و سپس تا کارشناسی ارشد روان‌شناسی تربیتی درس خواند و همزمان در دانشسرای عالی تهران تا رشته‌ مشاوره و راهنمای تحصیلی پیش رفت.
از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ به سبب نوشتن کتاب «از این ولا‌یت» و فعالیت‌های سیاسی ۳ بار دستگیر و ممنوع‌ القلم شد. درویشیان در کتاب‌هایش زندگی کودکان فرودست و مقاومت و تلا‌ش پیوسته‌ آن‌ها را در زندگی نشان می‌دهد. درویشیان 6 سال به خاطر انتشار کتاب‌هایش در زندان بود. مجموعه‌ «فصل نان» و قصه‌ «رنگینه» را در زندان نوشت و توسط همسرش به خارج از زندان فرستاد‌.
وی در بسیاری از آثارش ازجمله در آبشوران، سال‌های ابری، فصل نان و همراه آهنگ‌های بابام به زندگی خودش و سختی‌های آن سالها پرداخته است.
در سال۱۳۳۶ که به دانشسرای مقدماتی کرمانشاه رفت، روز به روز علاقه‌اش به مطالعه بیشتر شد. در تابستان ۱۳۵۰ در کرمانشاه به خاطر فعالیت‌های سیاسی و نوشتن مجموعه داستان‌های «از این ولایت» دستگیر شد. پس از 8 ماه آزاد شد و دو ماه بعد دوباره در تهران دستگیر شد و به هفت ماه زندان محکوم. در پی این موضوع از شغل معلمی منفصل و از دانشگاه اخراج شد. بار سوم در اردیبهشت ۱۳۵۳ دستگیر و به یازده سال زندان محکوم شد، در حالی که سه ماه بود ازدواج کرده بود اما سرانجام در آبان ماه ۱۳۵۷ با انقلاب مردم ایران از زندان بیرون آمد.
آثار این نویسنده عبارتنداز: بیستون، آبشوران، فصل نان، همراه آهنگ‌های بابام، گل طلا وکلاش قرمز، ابر سیاه هزار چشم، روزنامه دیواری مدرسه ما، رنگینه، کی برمی‌گردی داداش جان، آتش در کتابخانه بچه‌ها، چون و چرا، داستان‌های محبوب من، سلول 18، سی و دو سال مقاومت در زندان‌های شاه، افسانه‌ها و متل‌های کردی، سال‌های ابری، درشتی، مجموعه 20 جلدی فرهنگ افسانه‌های ایرانی با همکاری رضا خندان مهابادی، واژه نامه گویش کرمانشاهی، یادمان صمد (صمد بهرنگی) شب آبستن، از این ولایت، قصه‌های آن سال‌ها و خاطرات صفر خان (صفر قهرمانیان)

 

بدرقه درویشیانپیکر علی‌اشرف درویشیان نویسنده فقید کشورمان روز دوشنبه 8 آبان در بهشت سکینه به خاک سپرده شد. در ابتدای این مراسم فرخنده آقایی، همسر و بازماندگان درویشیان را به صبر دعوت کرد. در ادامه فریبرز رئیس‌دانا درویشیان را نویسنده محرومان خواند و گفت: تا زمانی که فقر و تجاوز هست به نویسندگاتی مثل درویشیان هم نیاز داریم. او فقط ژانر ادبی محرومان را نداشت و عقیده داشت که تمام ژانرها باید در خدمت ادبیات باشد. درویشیان الگوی بقیه نویسندگان بود. 
ناصر زرافشان گفت: قصه‌نویس در نسل معاصر ما کم نبوده است. علاقه مردم به درویشیان خاص است و راز این علاقه 4 ویژگی اوست. ویژگی اول درویشیان این است که راوی رنج‌های مردم بوده است. از اصالت که مضامینی است که در زندگی واقعی مردم رخ می‌دهد غافل نبوده و اسیر فرم و فنون ادبی نبوده است. مضامین واقعی زندگی از منشور ذهن درویشیان عبور کرده و به‌همین دلیل فراموش نشده است. اما بسیاری از نویسندگان ما اسیر فرم و فنون‌اند از همین رو دچار بیهودگی می‌شوند و فراموش می‌شوند.
زرافشان افزود: دومین ویژگی ماندگار درویشیان و علاقه مردم به او افشای نابرابری‌ها و حرمان‌ها و ستیز با نابرابری اجتماعی است چون خود در دانشکده زندگی معنای نابرابری را چشیده بود. او مبارز راه آزادی بود و بدون عدالت اجتماعی آزادی عوام‌فریبی بیش نیست. سومین ویژگی کار او بومی‌است. او درختی است که در خاک این سرزمین روییده است و نتیجه‌اش پیوند دایمی او با مردم جامعه است و تقلیدی کورکورانه از کافکا و ... نیست که این تقلیدها کسی را به جایی نمی‌رساند. دنیای ادبیات کودک ما دنیای هری‌پاتر نیست دنیای کودکانی است که آینده خود را در سطل‌های زباله جستجو می‌کنند. چهارمین ویژگی شخصیت فردی اوست، علی‌اشرف مانند آثارش شخصیتی زلال و ساده داشت.
 سخنران بعدی این مراسم  اکبر معصوم‌بیگی مترجم و جامعه‌شناس بود که گفت: کودکی محنت‌بار و رنج‌های درویشیان و تمامی سال‌های اسارت او در زندان، همه رشک‌انگیز است. کمتر کسی وجود دارد که بتواند از رنج، آبشوران و سال‌های ابری بسازد. درویشیان به شاگردی فروزانفر و همایی‌‌ افتخار می‌کرد. چندنفر را می‌شناسید که زندان و رنج خود را به اثر ادبی تبدیل کنند؟
معصوم‌بیگی «درشتی» را بهترین اثر درویشیان خواند و آن را واکنش او به عصر حاضر دانست. وی استعداد درخشان نوشتن درویشیان را در مورد تمام زمان‌هایی که در آنها می‌زیسته قابل توجه دانست و گفت: اگر علی‌اشرف نبود کانون نویسندگان پا نمی‌گرفت.
 رضا خندان علت محبوبیت درویشیان را این دانست که او تکه‌ای از آرمان‌ها و باورهای خودش بود و گفت: اندک کسانی هستند که آرمان‌هایشان در راستای زندگی واقعی‌شان است.
  در پایان فرخنده حاجی‌زاده از همسر درویشیان، شهناز دارابیان دعوت کرد که درباره همسرش سخنرانی کند. شهناز دارابیان که حال مساعدی نداشت گفت: او به همه دوستان خود رسیده است به دوستانش که پیش آنها اعتبار داشت و اکنون پیش آنهاست.

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.