Tycoons slot betsoft games

گزیده‌ای از یادداشت‌های علی بهرامی جامعه‌شناس و سردبیر نشریه بیداری(از سال 93 تا 96) و کاندید شورای شهر کرمان

گزیده‌ای از یادداشت‌های ع

کرمان شهر بی دفاع

مردم يک شهر، براي بازسازي يک بناي فرهنگي در هزاران کيلومتر دورتر از محل زندگيشان پول جمع ميکنند و کمپين تشکيل ميدهند، و در همين زمان ما با لودر به جان شهرمان افتاده بوديم مثلا کاروانسراي جر، عمارت پير شهرمان را در زماني که نياز داشت دستش را بگيريم و کمکش کنيم، به کلي ويران کرديم تا سيتي سنتر بسازيم، پارک شورا را تکهتکه کرديم و.... اينها هم به بهانه توسعه و پيشرفت صورت گرفت به بهانه ي ايجاد بستر براي سرمايه گذاري، بدون توجه به اين موضوع که اساسا شهرها محل زندگي هستند نه محل سرمايه گذاري و دلالي، سرمايه گذاري و ايجاد کار براي زندگي لازم است اما هدف  نيست، قرار نيست شهرمان تبديل به بزرگراههاي پرسرعتي در بين چند منطقه سرمايهگذاري و چند محل براي خواب شود، ما اين چنين شهري نميخواهيم، شهري ميخواهيم که در آن زندگي کنيم، و خودش بخشي از هويت ما باشد، به رفتار ما معنا بدهد و خودش مقصد ما باشد، نه صرفا محل گذر و کاسبي ما. 

متاسفانه به نظر ميآيد بخشي از انديشه هاي گذشته آرام آرام نفوذي جوهرين در مديريت کلان استان پيدا کرده، يک روز کوهمان را خراش ميدهند تا مثلا جذب سرمايهگذار کنند و هتل بسازند، يک روز ميخواهند خانهي شهر را خراب کنند که استانداري بسازند و يا ميدان تاريخي فرهنگي مشتاقيه را که بخشي از هويت کرمان است، خراب کنند تا در مرکز آن سيتي سنتر بسازند در حاليکه تعداد بسيار زيادي از مغازههاي ساخته شده در حال حاضر خالي هستند و بيش از نياز شهرمان ميباشند. ايست، لطفا دست نگه داريد، لطفا سينماها را احيا کنيد، پارک بسازيد، پارکينگ بسازيد، مراکز فرهنگي هنري بسازيد، لطفا از خراب کردن به هر بهانهاي دست بکشيد، کالبد و روح شهرمان را التيام بخشيد، لطفا به انديشههاي ابتدايي خود باز گرديد.

در ايران ما هم نقاط سياه و سفيدي در حوزه زنان وجود دارد. حالا حتي در سنتي ترين خانواده ها که زن را تا همين چندي پيش ضعيفه ميناميدند نگاه به زن تغيير کرده و ميتوان گفت تا حد زيادي جامعه موفق بوده ارزشهاي جديد خود را تعريف نمايد ديگر دختر آفتاب و مهتاب نديده مطلوب ذهن جامعه ي ما نيست.
 زن تحصيلکرده، توانمند و شريف داراي جايگاه است که ميتواند خود، خانواده و حتي جامعه را مديريت نمايد. اين به لطف مبارزه و هزينه دادن اقشار پيشرو جامعه، پايداري و تلاش خود بانوان و تغيير در قوانين... بدست آمده است. همچنين  در زمينه تحصيلات ميتوانيم ادعا نمائيم که زنانمان حتي از مردان جايگاه بهتري دارند. اما شايد اينها عليرغم جذابيتشان موضوعاتي فريبنده باشند چرا که بسياري از آمار نشان ميدهد عليرغم اين برتريها و پيشرفتها در بعضي بخشها اوضاع بدتر هم شده. به خصوص در حوزههاي تعيين کننده مربوط به قدرت، چه قدرت سياسي چه اقتصادي. آمار مشارکت زنان ما در اقتصاد حتي از زنان عربستان هم پائينتر است. اين يعني هنوز جامعه سنتي و مردسالار ما اهرمهاي واقعي قدرت را در دست دارد و زيرکانه حتي آنها را بيشتر از قبل در انحصار خود قرار داده. در حوزه سياست حتي وضع از اين بدتر است. ميدانيم در تصميم گيري هاي کلان و استراتژيک زنان مطلقا حضور مستقيمي ندارند و حتي در حوزههاي تصويب قوانيين اجرايي هم با سهم پنجاه درصدي آنها فاصلهاي طولاني دارند. اين در حالي است که به نظر ميرسد اگر بانوان تصميمات را ميگرفتند، قوانين را تصويب و آنها را اجرا ميکردند، بي شک  دستکم وضع ما از اين بدتر نبود و ميتوان به جرات گفت ميزان فسادها، تبعيضها و ناکارآمديها کاهش مييافت.

داريم چه بر سر زندگي خود ميآوريم؟ چرا از زندگي لذت نميبريم و بايد چه کنيم؟ چطور بايد دوباره خودمان را پيدا کنيم، خودي که در هياهوها، در جدلها و در تلاش براي نفي ديگري بجاي اثبات خود گمشده است. وقتي بجاي  پيدا کردن خود مدام در فکر نفي ديگري هستيم خودمان را هم لاجرم نفي کردهايم، چرا که فرصت کوتاه زندگي را بيهوده از دست دادهايم، فرصتي که بايد صرف کشف حقيقت وجود خودمان شود تا از زندگي کردن لذت ببريم و به آن معنا ببخشيم. تا همگي نخواهيم  و يکدل نشويم که اين بازي را برهم زنيم، و تا زماني که در اين وضعيت بمانيم همه بازندهايم، چرا که اين بازي قاعدهي شوم خود را  دارد: در آن برنده و بازنده، بازندهاند.

جدای از ادعاهای مرسوم و فارغ از همه شعارها، نمی‌دانیم حقیقتا چقدر این دنیا ارزش دارد، چه میزان ثروت و قدرت مهم و ماندگار است که ما  این همه حرص و ولع داریم و نمی‌توانیم از آن چشم بپوشیم و در کنار هم به کشور و مردم‌مان صادقانه خدمت کنیم، چه بر سر ما آمده که فرزندمان را برای تحصیل و تفریح  به بهترین و لوکس‌ترین کشورهای دنیا می‌فرستیم، اما فقر و فلاکتِ بچه‌های هموطن‌مان دل‌مان را حتی برای لحظه‌ای نمی‌لرزاند، که اگر می‌لرزاند، چنین نمی‌کردیم.

واقعیت کشور ما این است که پس از انتخابات، ما منتخبین خود را رها می‌کنیم، و این رویکرد از دو جهت، در رسیدن به اهداف، به ما آسیب می‌رساند، اول اینکه ما با شبکه‌های مختلف قدرت روبرو هستیم، که فرد منتخب به تنهایی در مقابل آن‌ها احساس ضعف می‌کند، و پس از چندی، ناچار به تن دادن به خواسته‌های آنها می‌شود، در نتیجه تنها چیزی که عاید جامعه می‌شود،  قانونی شدن بعضی خواسته‌های نابجا و منافع گروه‌های قدرت است که قبل از آن، حداقل ظاهر غیرقانونی داشته  است، و دوم اینکه، خود فرد منتخب نیز که ابتدا با حسن‌نیت آمده، ممکن است در فضایی بدون نظارت‌های عمومی، به قدرت‌طلبی، باندبازی  و سوءاستفاده، کشیده شود.

علی بهرامی 
متولد كرمان ١٣٥٦
- سر دبير روزنامه بيداری.
- كارشناس ارشد جامعه شناسی و رئيس هيات مؤسس انجمن های علمی علوم اجتماعی - جامعه شناسی دانشگاه ازاد كرمان. 
_ کسب عنوان انجمن علمی نمونه کشور در سال ۸۵.
- كارشناس ارشد علوم تربيت بدنی و ورزش. رئيس سبك كيوكشين كاراته اوياما جنوب شرق كشور و مدیر برتر کشوردرسالهای ۹۲،۹۳،۹۵.
- مدير عامل شركت گردشگری ماهان گشت كريمان و مدير مجموعه ثبت جهانی باغ شاهزاده ماهان به مدت ١٨ سال .
- مدیر نمونه گردشگری کشور  در سال۹۲.
- مشاور رسمى شركت توسعه گردشگرى ايران.
- عضو كميسيون گردشگرى اتاق بازرگانى استان كرمان.
- رئيس حزب اعتدال و توسعه استان كرمان .

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.