Tycoons slot betsoft games

این‌طور نیست که بعد از صادق‌خان از حراست تا ریاست لندن پاکستانی شده باشند

این‌طور نیست که بعد از صادق

امروز اگر از صادق‌خان شهردار پاکستانی‌تبار لندن بپرسید شهر شما کجاست؟ بی‌شک می‌گوید لندن. او خود را متعلق به شهر لندن می‌داند و شهر لندن را متعلق به خود. طبیعی است که نمی‌شود شهردار شهری شد که به آن تعلق نداشت. نمی‌شود، بخواهید شهر متعلق به شما باشد در حالی که خود را متعلق به آن نمی‌دانید. این یک رابطه‌ی دوسویه است. مطمئنا اکنون و بعد از دوره شهرداری صادق‌خان نیز اگر در مدیریت‌های شهری لندن دقت کنید متوجه می‌شوید این‌طور نیست که در همه سطوح مدیریتی شهر لندن از حراست تا ریاست پاکستانی شده باشند و فردی بدون کفایت و سابقه روشن به صرف هم ولایتی بودن با صادق‌خان پست بگیرد؛ یعنی نژادپرستانه و قبیله‌ای عمل نمی‌شود.
چندی پیش در سرمقاله‌ای نسبت به تصمیم‌گیری و مدیریت بعضی از اشخاص که کرمانی نیستند بر شهر کرمان گله کردم. این مقاله مورد اعتراض عده‌ای قرار گرفت با این استدلال که سویه‌های نژاد و اقلیم‌پرستانه دارد. به هیچ‌وجه دقیقا برعکس. قطعا برتر دانستن یک نژاد و یا اقلیم بر نژادها و اقلیم‌های دیگر صحیح نیست. این نکته با این حرف که باید مدیریت شهری، حالا چه کرمان و یا شهر دیگری در دست افرادی باشد که آن شهر را دوست دارند و به آن عشق می‌ورزند دو سخن بسیار متفاوت و بی‌ربط است. هر چند که بیان دیدگاه‌های متفاوت نسبت به یک موضوع لازمه‌ی پیشرفت و پالایش است اما نمی‌توان هر سخنی را پذیرفت، نمی‌شود به صرف آوردن یکی از ارزش‌های بشری و تاکید بر آن، چشم خود و دیگران را روی حقیقتی زنده و جاری بست و منحرف کرد. 
شهر کرمان بخشی از هویت مردمانش را تشکیل می‌دهد. مردمی که از میدان‌ها، خیابان‌ها، کوچه‌ها، مدرسه‌ها و حتی مغازه‌هایش داستان‌ها و خاطره‌ها در خاطر دارند. بنابراین به کرمان نه به عنوان صرفا یک مکان یا محل کار و زندگی که بخشی از وجود و هویت‌شان می‌نگرند، حال واگذاری مدیریت این شهر به افرادی که خود را کرمانی نمی‌دانند و صرفا به این شهر به مثابه مکان و بنا و کسب پست و سود می‌نگرد وضعیت کرمان را به جایی رسانده که شاهد هستیم. همین می‌شود که مثلا عده‌ای میدان باغ ملی را محلی برای گذر ماشین‌های عبوری می‌دانند و تخریبش می‌کنند، در حالی که برای عده‌ای این میدان به عنوان شخصیتی همیشه جوان، عاشق و زیبا بود. یا بعضی‌ها در مورد تخریب خانه شهر نظری انتقادی ندارند و حتی بر آن اصرار دارند در حالی‌که اکثر مردم کرمان از آن خاطره دارند و یک صدا در مقابل تخریب آن موضع می‌گیرند و از همین‌جا مرزها معنی پیدا می‌کند، چون وجود دارند، حتی اگر چشم‌هایمان را ببندیم.
شهر کرمان به عنوان مرکز استان و یک واحد سیاسی اداری وظیفه دارد به همه‌ی شهرستان‌های استان و ساکنانش خدمات ارائه نماید. و صد البته مسئولین استان باید نسبت به همه‌ی شهرستان‌ها با عدالت برخورد نمایند. اما شهر کرمان به عنوان یک واحد احساسی و دارای هویت نمی‌تواند تابعی از این قرارداد باشد و هر شهرستان بخواهد افرادی را بدون تخصص لازم و دلبستگی به این شهر به عنوان نماینده خود در این شهر داشته باشد و توقع داشته باشد آن‌ها هم به صورت قبیله‌ای و طایفه‌ای اقدام به یارکشی کند. که در نهایت این منفعت‌طلبی کوچک باعث آسیب به همه‌ی هم‌استانی‌ها خواهد شد. بی‌شک همه‌ی انسان‌ها با معیار مکان و یا نژاد به یک اندازه قابل احترامند اما ساکن یک شهر بودن با شهروند آن بودن تفاوتی اساسی دارد که نادیده گرفتنش جفا به آن شهر است چه کرمان چه بم و چه لندن!

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.