Tycoons slot betsoft games

هم‌صدایی برای نجات آب

هم‌صدایی برای نجات آب

پرونده‌ای از آغاز پروژه مدیریت مشارکتی آب در استان کرمان

گفتگو با احمد خانی  نماینده خانه کشاورز رفسنجان

آب ما ، نان ما ، ایمان ما

بهارزندرضوي - «در زمان قديم پسته نبود، ما پنبه مي كشتيم. باید کل زمین را آب می‌دادند بعد با بیل بر می‌گردوند و با پا زمین را سفت می‌کردند. با چوب‌های بزرگ میخ‌های فلزی را در زمین می‌کردند. پنبه دونه رو خیس می‌کردند و می‌ریختند داخل این‌ها. ناچارا باید یک جمعی بودند. نمی‌توانستند تک نفره کار کنند. حساب نمي‌كردند كه تو چند هكتار بيشتر يا كمتر داري. همه با هم مي رفتند.»

اين حرفها مقدمه آقاي احمد خاني نماينده خانه كشاورز رفسنجان است كه به كار جمعي اعتقاد دارد وي با افراد زيادي در مورد اين مسئله گفتگو كرده و اين بار ما پاي صحبت‌هاي او نشستيم. بحث نجات آب  و عدالت هر دو براي او اهميت زيادي دارد. 

توزيع مالكيت منابع آبي را درمنطقه چگونه مي‌بينيد؟

07 درصد جامعه فعلي بهره برداران ما 03 درصد منابع دستشان است.03 درصد عمده مالك داريم كه 07 درصد امكانات و زمين را دارند.از نظر قانون، آنها پروانه دارند و كارشان قانوني است. روز اول بودند الان هم هستند. گروه دوم07 درصدي هستند كه 03 درصد منابع را دارند يك جوري قانون را دورزده اند. چه طور دور زده اند؟ مثلا فرض كنيد پروانه‌يشان 01 ليتر بوده است. الان به اندازه 03 ليتر برداشت دارند. اين ها كارشان قانوني نيست ولي هستند.

از ابتدا قانوني نبوده؟

شما قانون اصلاحات اراضي را حتما خوانده‌ايد، ولي بگذاريد نحوه اجرا شدن محلي آن را براي شما بگويم. هركس برزگر بود اصلاحات ارضي شامل او مي شد هركس مزد بگير بود. اصطلاحا قراري، اصلاحات اراضي شامل حالش نمي‌شد. بعضي مالكان كه آن زمان در جريان قانون گذاري بودند همه را مزد بگيركردند. اگر   اينجا اصلاحات ارضي نشد، دليلش اين نيست كه مالكان عمده نگذاشتند بلكه از سال 23 به بعد همه را مزدي كردند. 

درزمان انقلاب فشاري كه روي برزگرها و قراري ها بود برداشته شد. آنها آماده انفجار بودند از خلا قانون استفاده كردند و چاه زدند. آب هم آن زمان خيلي خوب بود.

سطح آب از آن زمان چه قدر تغييركرده؟

خيلي، اينجا 7،8 متر پايين مي‌رفتيم به آب مي‌رسيديم. در نهايت با 03 متر چاه زدن مي‌شد يك مزرعه را آب داد. بگذاريد اصل صحبتم را خلاصه كنم ما اگر بخواهيم از07 درصد جمعيت منابع را بگيريم چالش ايجاد مي شود. اولا كه اين كار ممكن هم نيست، مقاومت مي كنند و طرح اصلا اجرا نمي شود. دوما، اگر با فشار قانون و قوه قهريه مردم را مجاب كنند، ، اين هم چالش هاي خود را به دنبال دارد.

اگر حرف شما را درست فهميده باشم 07 درصدمنابع دست 03 درصد  باشد و اگر ما اين سي درصدراقانع كنيم آب كم مصرف كنند مشكل آب حل مي شود؟

بله ، من نظرم همين است  در خانه كشاورز هم با آقايان بحث زياد كرديم. همه خيلي صفر و صدي صحبت مي كنند. عده اي مي گويند الا و بلا براي اين كه منطقه نجات پيدا كند بايد هرچه روي سفره هست تقسيم كنند بر روي كل موتورهاي موجود. مثلا377هزار متر معكب مجاز به برداشت هست به طور مساوي بين همه تقسيم كنند. عده اي ديگر فكر مي كنند بايد براساس پروانه رفتار كنيم چون قانون مشخص كرده عده اي پروانه يشان بيشتر باشد، عده اي كمتر.  در جلسه اي كه جمعي از بهره برداران و مسئولين استاني در خانه كشاورز حضور داشند صحبت كرديم. مسئولين استاني حرف ما را نپذيرفتند، ما هم زير بار آنها نمي رويم.

هنوز نتوانسته ايد سر حتي يك پله توافق كنيد؟

اصلا، آنها بدون استثنا دنبال اين هستند كه بيايند تا 73 درصدپروانه هاي موجود ( ليتراژ مهم نيست) در طي 3 سال كم كنند، «روي كاغذ». حتي جلسه آخر اعلام كردند ما محاسباتمان اشتباه بوده بيشتر از 73 درصد يعني تا 54 درصد بايد كم كنيم. بعد بيايند كنتورهاي هوشمند را براساس اين كم كردن ها برنامه ريزي كنند. ما بهشان گفتيم موفق نمي شويد. چون پروانه 01 ليتري هم خيلي داريم كه مي شود 5 و نيم ليتر. اگر اجرا كنيد ديگر كشاورزي نمي ماند. خب 5ونيم ليتر مي تواند براي حداقل001نفر باشد. اين 001 نفر، 004تا نان خور داشته باشند. چه مي شود؟ باشد، اين ها خطاكارند. قانون را دور زده اند. ولي الان هستند. اگر ما بخواهيم كاري كنيم، معضل اجتماعي به وجود مي آيد. هيچ كاري هم كه نكنند پسته همسايه شان را مي دزدند. من روشن مي گويم آدم گرسنه ايمان ندارد. مي‌رود. حالا چه كار مي‌خواهيد براي اين‌ها بكنيد. من اين حرف را در جلسه كميته حفاظت از آب رفسنجان هم گفته‌ام. 

درحال حاضر  اعضا خانه كشاورز  سر اين موضع باهم توافق دارند؟

بله، حتي مسئولين هم متوجه مسئله هستند. اما مي‌گويند اگر نتوانستند، بفروشند بروند. در بحث بازار آب مي گويند كه قيمت آب را آزاد كنيد. آن كسي كه  در كبوتر خان قصبي002 گرم پسته بر مي دارد، برود در  جواديه فلاح قصبي 3 من بر دارد. وقتي مقرون به صرفه نشد مي آيد، زندگيش را مي فروشد مي رود. خب چه طور زندگي كند؟ مثلا من دو حبه هم دادم، 05 ميليون هم گرفتم، آيا من مي توانم خانواده ام را با اين05ميليون51سال بچرخانم؟

حالا مي رسيم به آن موضوعي كه خوب است عده‌اي از خود گذشتگي كنند. به حق قانوني مالكين بزرگ، من اذعان دارم. آنها حق‌شان است ولي اين مي شود شبيه رعايت حق تقدم، در قانون رعايت حق تقدم شما مي‌توانيد برويد ولي ترمز مي كنيد و رعايت مي‌كنيد ديگري رد شود. مثلا فرض كنيد كسي که چاه موتوري دارد اگر از يك دانگ مصرف نكند و از آن بگذرد بهتر است يا امنيت 6 دانگ خودش را به خطر بياندازد؟ كشاورزان براساس جهل قانوني توي چاه افتادند. زماني ما فقط خوشحال بوديم كاغذي به دست ما بدهند به عنوان پروانه. ديگر محتويات آن چيست، چند ساعت كار، چند ليتر آب مهم نبود. اصلا نمي دانستيم.

الان فكر مي كنيد چه قدر اين جهل قانوني وجود دارد؟

بله، همه خطر را احساس كرده اند. حتي پيرمرد09 ساله مي‌داند آنها مي‌گويند كاري بايد بكنيم ولي چه كاري بكنيم خيلي مهم است.

 آيا گفتگو و همفكري در سطح كشاورزان وجود دارد جدا از مسئولين؟

بله، خيلي. مثلا ما يك چاه موتوري داريم براي دخل وخرجش جلسه مي گذاريم و صحبت پيش مي آيدكه چاره اي بايد انديشيد. ولي سر همين راهكار پيدا كردن؛ خاموشي چاه‌ها. عده‌اي از بزرگان، از اول ماه چند روز ديرتر خاموش كردند، چند روز زودتر هم روشن كردند. كشاورزان هم كه ديدند مي گويند اينها چيست كه مي گويي، آنها خودشان عمل نمي كنند. بگذار ما هر طور هست مي كشيم، همه با هم خلاص مي شويم.

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.