Tycoons slot betsoft games

بازاریابی شبکه ای یک شبه پول دار شدن نیست

بازاریابی شبکه ای یک شبه پو

گفت و گو با مجتبی عباسپور کارشناس فن آوری اطلاعات

قبل از اینکه به دفتر روزنامه بیاید من هم مثل خیلی‌ها نسبت به شخصی که نمی‌شناختم و کاری که اطلاع چندانی از آن نداشتم، نظر خوبی نداشتم، به این عیب و ایراد می‌گویند پیش‌داوری،!! البته بگویم من تقصیر چندانی نداشتم، چون به دلیل سابقه به شدت منفی شرکت‌های هرمی، و مشتبه شدن آن‌ها با بازاریابی شبکه‌ای،  و تاثیر حرفسردبیر که پیشاپیش به من یادآور شده بود در این زمینه اطلاع‌رسانی دقیقی صورت نگرفته و مردم با تردید و ابهام به این مسئله نگاه می‌کنند. اما ناگفته نگذارم سردبیر این را هم اضافه کرد که شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، مجوز قانونی دارند و تاکنون تعدادشان در کشور ما از بیست گذشته، در گفتگو سعی کن تا مخاطب از چند و چون این حرفه آگاه شود.

اما وقتی مجتبی عباسپور، به دفتر روزنامه آمد، و در ابتدا گفت دوازده سال به این کار مشغول است، و هنوز روزانه بین دوازده تا شانزده ساعت کار می‌کند و در ماه گذشته فقط چند روز در خانه‌اش بوده و بقیه را برای گسترش کار و فعالیتش در مسافرت گذرانده، یکه خوردم!

مجتبی عباسپور در دانشگاه کارشناسی IT (فن آوری اطلاعات) خوانده، و برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای تا مالزی هم رفته، و سه سال در گرمای طاقت‌فرسای آنجا،  بیست و پنج کیلو از وزنش کاسته شده! تا باصطلاح چم و خم کار را یاد گرفته است. 

در این گفتگو که در دفتر مجله انجام شد، با صداقت به من گفت این شغلی نیست، که شخص یک شبه پولدار شود، اما این اطمینان وجود دارد اگر شخص با علاقه  کار کند بدون هیچ سرمایه، تخصص خاصی، جا و مکان کسب و...تنها و تنها با ارتباط و کار وکار بتواند یک زندگی با درآمد خوب برای خود بسازد، عباسپور در ادامه از چند هزار نفری گفت که در استان ما، کارشان بازاریابی شبکه‌ایست، و چند میلیارد تومان، در سال گذشته جنس فروخته و طبیعتا سودش را برده‌اند، اما بخش مهم‌تر سخن او مربوط به گسترش بازاریابی شبکه‌ای در دنیا است، که کشور ما خواسته و ناخواسته برای عقب نیافتادن از قافله تجارت جهانی باید، به شیوه‌های آن مجهز شود.

 

گویا چاره‌ای نداریم، و دیر یا زود کشور ما هم باید فوت و فن‌های تجارت مدرن را یاد بگیرد، تجارتی که هر روز موانع و سدهای بیشتری  را از پیش پای خود برمی‌دارد و به همه مردم دنیا اجازه می‌دهد با هم داد و ستد کنند؟

همین امروز هم  تا حدی ما در این مسیر قدم گذاشته‌ایم، البته در بازاریابی شبکه‌ای نمی‌شود گفت ما در حد کشورهای پیشرو هستیم، اما حداقل در خاورمیانه در حال Taki off(تیک اف) هستیم، (البته اگر ترکیه را جزو خاورمیانه حساب نکنیم).

بازاریابی شبکه‌ای چیست و به اصطلاح رگ و ریشه‌اش از کجا آب می‌خورد، چون در کشور ما مردم نسبت به اینچنین داستان‌هایی نظر خوبی ندارند، یعنی فکر می‌کنند سیستم‌های توزیع با ترفند و حتی کلاهبرداری تبلیغات‌چی‌های حرفه‌ای کار می کنند؟

اگر در یک کلام خلاصه کنم، کارخانه چهل و چهار درصد از قیمت برای مصرف‌کننده را تحت پورسانتاژ به افرادی می‌دهد که شبکه فروش را تشکیل میدهند، و شما تا هفت لایه بخشی از سود فروش گروهی را که تشکیل داده‌اید به دست می آورید و شش درصد هم سهم شرکت و مالیات، اما درباره نظر مردم ،باید بگویم شاید حق با مردم باشد! مخصوصا با سابقه‌ی بد شرکت‌های هرمی در کشورما، که حتی امروز در دنیاهم به آن دسیسه هرمی می‌گویند، و در بسیاری از کشورهااز جمله ایران فعالیت شان غیر قانونی است.

ببخشید وسط کلامتان می‌آیم! بسیاری اصلا به امید یک شبه پول‌دار شدن فریب شرکت‌هایی چون گلد کوییست را خوردند، و ابتدا خودشان! و بعد تعداد دیگری را که جلب این کار کرده بودند(به اصطلاح زیر شاخه هایشان) را بیچاره کردند؟

دقیقا، و  همین سابقه بد آن کلاهبرداری و مشتبه شدن آن با بعضی کارهای سالم اقتصادی که از ملزومات نظام توزیع مدرن است، مثل فعالیتی چون بازاریابی شبکه‌ای، که روز بروز در دنیا در حال گسترش است و در همین کشور ما هم شرکتهای بزرگ بخش قابل توجهی از فروش‌شان از طریق همین شیوه است، چون نسبت به سیستمهای توزیع سنتی، مزیتهای زیادی  برای آنها دارد، انبارداری را خیلی کمتر  می‌کند، حمل و نقل را کمتر می‌کند، یکسان سازی قیمت‌ها انجام می‌شود، چون مستقیم از تولید به مصرف است و واسطه‌ها حذف می‌شوند، قیمت در کرمان و یزد و بندرعباس و...یکی است ، و از همه مهمتر رابطه مستقیم با مصرف کننده واقعی پیدا میشود و باصطلاح تولید کننده ،همگام با نبض بازار حرکت میکند و باندازه تقاضای واقعا موجود، تولید صورت میگیرد، و احتکار صورت نمیگیرد

خب آن طرف قضیه چه، این مزیتها، برای تولید کننده است ،برای مردم و در نهایت مصرف کننده چه مزیتی دارد؟

بهترین دستاوردش ایجاد اشتغال برای طیف وسیع میباشد ، به ویژه برای کسانی که وقت اضافی دارند و بدنبال کار دومی هستند، تا بخشی از هزینه های زندگیشان تامین شود، اصلا به بازار یابی شبکه ای جادوی کار پاره وقت میگویند، راحت شخص میتواند مراحل ثبت نام و ورود به این کار را انجام دهد، نیاز به هیچ سرمایه ای ندارد،  شخصی که میخواهد وارد این کار شو د نیاز به تخصص خاصی ندارد ،جا و مکان تجاری نیاز ندارد، وقت وزمانی که باید برای این کار صرف شود توسط خود شخص تعیین میشودو.... خب برای مصرف کننده هم این مزیت را دارد که محصولاتی را استفاده میکنند،و در واقع رضایتمندی مصرف کننده است که سود وتولید شرکتها را تضمین میکند، و همین اتفاق تولید کننده را با مسئله مهم رضایتمندی مردم پیوند میدهد اصولا در بازار یابی شبکه سخنی هست که میگوید فروش محصول پایان یک معامله نیست، اغاز یک تعهد است.

به نظر میرسد سودی که به فعالان بازاریابی شبکه ای تعلق میگیرد، از همان تغییر شیوه‌های تجاری است، یعنی این وسط ثروتی که از هیچ خلق نمی‌شود، به هر حال همین سودهای واسطه‌ها به افراد فعال این عرصه تعلق میگیرد، اینطور نیست؟

بله، اما اینطور نیست که اینجا برد - باخت اتفاق بیافتد.

ببخشید، در اینجا دارد شیوه‌های مدرن تجارت می‌برد و شیوه‌های سنتی می‌بازد؟

اگر اینگونه مسئله را صورت‌بندی کنید حرف‌تان درست است، و بدیهی است ، چون دنیا در حال تحول است، اما توجه داشته باشید اولا، تاجران قدیمی دیروز بدلیل اگاهی از راز و رمز تجارت ،زودتر از هر کسی بوی این تغییرات تجاری به مشامشان میرسد و صلاحیت و مزیت بیشتری دارند وارد شیوه‌های جدید شوند، اما مطلب مهمتر اینست این فعالان بازاریابی شبکه ای نیستند که این شیوه ها راه اندازی کرده باشند، خود شرکتها و فروشندگان بزرگ هستند که به سمت افزایش سهم فروش  در بازارهای داخلی و به ویژه خارجی هستند ، انهم در رقابت با فروشنده خارجی که دهه ها است از این شیوه ها استفاده میکنند

جدا، من فکر میکردم همزمان با گسترش تکنولوژی جدید ارتباطی که امکان و شرایط تماس افراد بهم را سریع و آسان و ارزان کرده است، بازاریابی شبکه‌ای و امثال ان رشد کرده‌اند؟

نه، هیچ چیز بی‌سابقه و پشتوانه بوجود نمی‌اید، کسی به نام چارلز پونزی در امریکا 1930طرح ریاضی قاعده به راس را ریخته، و در امریکای سال 1950،شرکتی به نام ام وی MW که  مخفف  امریکن وی بود (American way)را راه اندازی کرد، البته حرف شما هم درست است، مسلما تا وقتیکه این ابزار جدید ارتباطی ، در دسترس همگان نبود ،خب، این افکار درمحدود ه های کوچکی می ماند، شاید هم نهایت پیشرفتش در حد همان شرکتهای هرمی  منیماند که بالاتر اشاره کردم و امروز تحت عنوان دسیسه هرمی از ان یاد میشود و در اکثر کشورها غیر قانونی است، و هرگز تبدیل به اندیشه ای برای رشد شیوه های سالم تجاری نمیشد که روز بروز در دنیا در حال گسترش است.

درباره تکنولوژی، یادم هست اوایلی که موبایل در ایران استفاده شد، بسیاری میگفتند حجره های بازار تهران که قبل از ان سرقفلیهای میلیاردی داشته قیمتشان پایین امده، چرا که شخص میتوانست در بازار حتی سرپا بایستد از قیمتها و خرید و فروشها اگاه باشد، و با همان موبایل خرید و فروش کند؟

بله، درست است، هرچه ما در کشور کابران بیشتری داشته باشیم که از ابزارها وشیوه های جدید استفاده میکنند، اینده بهتری خواهیم داشت، مثلا درست یادم هست زمانی که مدرسه میرفتیم برخی معلمهای پیشرو، که دست تک تکشان را میبوسم،به ما میگفتند بچه ها، در اینده کسی که زبان انگلیسی و کامپیوتر بلد نباشد ، مثل  ادم بیسواد است، شاید ما انروز درست این قضیه را نمیگرفتیم، اما امروز این حرف، واقعیت روزمره است ،چون مسئولین میگویند،54 میلیون کاربر گوشی‌های هوشمند در کشور داریم.

میخواهم از برهان خلف استفاده کنم ،اگر بازاریابی شبکه‌ای و کلا شیوه‌های مدرن تجاری گسترش نیابد، چه لطمه ای میخوریم، این سئوال را از این جهت میگویم در کشور ما و مثل ما، هر کار جدیدی، با مخالفت روبرو میشود، به ویژه در این زمینه کار برای مخالفان ساده است، چون میتوانند بگویند این همان شرکت هرمی است و بازار یابی شبکه ای را به ان تشبیه کنند و هر اتهامی که میخواهند به ان بزنند؟

حرفتان درست است، مخالفت با چیزهای جدید در کشور ما رایج  است، واز قدیم هم بوده ،میگویند اوایلی که حبه قند از خارج امده، برخی چون محصول خارجی بوده، انرا تحریم کرده، خب این باعث ضرر برخی تجار شده، انها هم دست به دامن برخی افراد که کلامشان در بین مردم نفوذ داشته، میشوند و انها هم میگویند درست است که این محصول حرام است اما میشود قند را در چای فرو برد و باصطلاح ان را غسل داد ، انگاه طیب و طاهر میشود ، البته حسرت  خوردن برای گذشته و نسبت به شیوه های قدیمی و عادتها در همه کشورها هست،منتهی در کشور ما  این خصوصیت بیشتر است به دلیل انکه در دوره جدید چیز زیاد و خوبی بدست نیاورده ایم و زندگی سنتی که به هر حال امروز وجود ندارد و میشود با اب و تاب از ان صحبت کرد و افسوس خورد را از دست داده ایم.

نگفتید چرا ضرر میکنیم؟

داشت فرامو شم میشد، بازار یابی شبکه ای محدود به کشور ما نیست،امروز بازار افغانستان ،عراق ،اسیای میانه را ترکها با همین شیوه ها دارند تصرف میکنند،خوشبختانه ما هم حرکتهایی شروع کرده ایم ،مسلم بدانیم بخش اعظم توسعه یک کشور به تجارت بر میگردد،و نه لزوما تولید،مگر همین کشورهای حاشیه خلیج فارس کم از صادرات دوباره کالاهایی که خودشان نمیسازند به کشوری چون ما سود میبرند،همه این کاتا لوگهای به زبان فارسی سفارش کشورهای عربی است،حال درد ناک تر از این زمانی است که ببینیم محصولات غذایی از اب وخاک  و کشاورزکشور ما یا محصولات ارایشی و بهداشتی با تخصص مهندس و زحمت کارگر ایرانی از نفت وگاز ما ساخته شود اما به دلیل عدم گسترش شیوه های تجاری نوین،دیگران سودش را بخورند،بنابراین باید این را بدانیم در دنیای به هم پیوسته و پر از رقابت امروز اگر پیشاپیش خود را برای مبارزه و رقابت جهانی اماده نکنیم،رقیبان یقه ما را میگیرند و به میدان رقابت میکشانند،درد اور است اگر انروز،ما تجربه و دانشی در این راهها و شیوه ها کسب نکرده باشیم.

ممنون ازشما؟

من هم از شما سپاسگزارم که برای اطلاع رسانی سراغ موضوعاتی میروید که خیلیها نسبت به ان  حساسیت دارند وپیشداوری میکنند، اما بازاریابی شبکه‌ای نیاز امروز و اینده کشور است که هیچ ربطی به شرکتهای هرمی ندارد.

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.