Tycoons slot betsoft games

گفتگو با داوود آزاد خواننده، نوازنده و آهنگ ساز

گفتگو با داوود آزاد خواننده

آثار زیبا تولید نمی شود زیرا

 معنویت در موسیقی امروز کمرنگ شده و بیشتر به دنبال شهرت و پول هستند

 

داوود آزاد تار خوبی می نوازد، صدایش هم به دل می نشیند در معرفی خودش به محیط هنری هم ابتکاراتی به خرج می دهد از جمله انتخاب اشعار و حال و هوای عرفانی در آثارش. آزاد در اولین کارهایی که به بازار عرضه کرد از صدای زن به عنوان همخوان با صدای خودش، استفاده کرد و همین نکته مسلماٌ در سر و صدایی که برای پررنگ‌تر معرفی شدن یک هنرمند به بازار هنر لازم است، تاثیر مثبت داشت، البته ذوق و استعداد  و اعتماد بنفس او نیز، مثال زدنی است چرا که آزاد هرگز محضر هیچ استادی را درک نکرده، و صرفاٌ به طور غیر مستقیم از آثار استادان بسیاری بهره برده است. در فرصتی که او به دعوت انجمن خیریه یاس (حمایت از بیماران سرطانی) و برای برگزاری کنسرت آوای محبت به کرمان آمد با او گفتگویی انجام دادیم که به شما خواننده گرامی پیشکش می‌شود.

قبول دارید  که موسیقی ما در حال حاضر به مانند موسیقی دهه های سی و چهل و پنجاه نه زیباست و نه خلاقیت آن آهنگسازی‌ها و شعرها را دارد؟  

بله 

چرا؟

اولین دلیل کم رنگ شدن معنویت در محیط موسیقایی ماست. آن معرفت، آداب و عشقی که وجود داشت الان نیست. قبلا کسی برای شهرت یا پول به سمت موسیقی نمی رفت. ولی متاسفانه امروزه این معنویت از بین رفته ، البته همه نه ولی اکثرا به دنبال شهرت هستند. مثلاٌ خیلی ها به دنبال به حیرت واداشتن دیگران با شیوه‌های نوازندگی عجیب و غریب هستند و همین جا نفس و نفسانیت وارد قضیه می شود.

پس شما مشکل را اخلاقی می بینید؟درصورتی که برخی موضوع را اینگونه تحلیل می کنند که اولین نسل هایی که دوره بلوغ هنری شان با پیشرفت تکنولوژیک همزمان شد و طبیعتاٌ میتوانستند آثارشان را با ابزارهای ضبط و پخش همچنین رسانه‌ای چون رادیو در اختیار طیف وسیع شنوندگان قرار دهند، اینها فرصت داشتند از ذخائر فراوان موسیقی ما استفاده کنند و برای امروزی ها چیزی باقی نمانده است!؟

سوال شما را از قسمت پایانی پاسخ میدهم، من این تحلیل را نمی‌توانم بپذیرم چون این ذخائر معنوی که شما می گویید اینقدر غنی است که نسلهای پی در پی می توانند از آن استفاده کنند، اینها تمام شدنی نیستند و همین امروز هم در دسترس و در اختیار ماست و ما هم چون پیشینیان اگر با یک دید درست سراغ آنها برویم و به عبارتی درک غنی از انها پیدا کنیم میتوانیم همچنان بهره برداری کنیم و با خلاقیت هم از سنت و هم از زندگی امروز اثار جدیدی پدید بیاوریم. و اما پاسخ قسمت ابتدایی سوال! معلوم است که من بخش بزرگی از مشکل درجازدگی و عدم خلاقیت را، در رویکرد نسل کنونی به هنر از منظر اخلاق ببینم، چراکه اصل یک اثر اصیل از معنویت و اخلاق مایه می‌گیرد، به جزاخلاق هنر تکنیک است که هر تکنیسین می‌تواند به آن دست پیدا کند. امروز بسیاری از کسانی که متصف به هنرمندی هستند در واقع تکنیسین هستند و نه هنرمند، چراکه هنرمند باید در حالات روحی به درجه‌ای رسیده باشد که عاشق این کار باشد، امروزه این‌ها کمرنگ شده مثلا زمانی که با استاد بهاری صحبت می کردیم علاقه و عشق به ساز و هنر در او موج می‌زد و دیگر استاید من نیز، مانند استاد اوازم اقبال آذر، وقتی از او می پرسند نظرت درمورد طاهرزاده چیست؟ می‌گوید تحریرهای طاهرزاده مانند مرواریدهایی است که بر روی یک مخمل مشکی چیده باشند، یک استاد بزرگ از  یک خواننده دیگر که می توانست رقیبش باشد، اینگونه تعریف و تمجید می کند و هنر در انسان های اینچنین نشو و نما پیدا می کند، زیرا وقتی درون متعالی شد آنگاه زیبایی های فنی و تکنیکی را نیز هنرمند بهتر درک می کند این چیزها در روزگار امروز کمیاب شده است.

حتی اگر از موسیقی فاخر و به اصطلاح هنری (که بنظر می رسد صحبت های شما بیشتر معطوف به آن است) چند گام پایین تر بیاییم و نظری به موسیقی عامیانه و کوچه بازار امروز هم بیاندازیم متاسفانه نسبت به دهه های چهل و پنجاه آهنگسازان امروز هرگز به آن ترانه‌های زیبا نزدیک هم نمی‌شوند تا چه رسد به انکه به انها توان رقابت داشته باشند، شاید از همین روست که هنوز مردمی که ذوقی برای شنیدن موسیقی دارند، ترانه‌های چهل پنجاه سال پیش را  گوش می‌کنند؟

داستانی که هست، این است، که زیبایی‌شناسی مردم هم عوض شده است، متاسفانه باید بگویم مردم در مورد زیبایی کمی سطحی نگر شده اند و بدنبال کارهای هنری سریع الهضم میروند، شاید به این دلیل باشد که زمان کمتری برای این ذوقیات باشد، حالا به هر دلیلی که باشد،  آن نگاهی که پنجاه، شصت سال پیش داشتند، الان ندارند، شما نگاه کنید در شصت سال پیش در تبریز جایی مثل قهوه خانه، مرذم می‌رفتند موسیقی اقبال اذر گوش می‌کردند، اواز قمر را می شنیدند، ما اینگونه فرهنگی داشتیم، حال امروز اگر فرزند کسی بخواهد برود قهوه‌خانه، اصلا به بچه چنین اجازه ای نمی‌دهند، البته شاید حق هم با خانواده‌ها باشد.

شاگردان نخبه اساتید گذشته، همانها که روزگار جوانیشان را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به آموزش مشغول بودند، و در دوره انقلاب، با یک سازبندی و اشعار ونگاه متفاوت، به عنوان اولین کارهای جدیشان، موسیقی چاووش را متاثر از حال و هوای انقلابی زمانه، ارائه کردند، کسانی مثل استاد لطفی، علیزاده، مشکاتیان، کیانی نژاد، و...، حال و هوای موسیقی که این‌ها بوجود آوردند توسط خودشان و شاگردان آن‌ها مثل متبسم، کامکارها، درخشانی ضرابیان و ...شاید تا امروز به عنوان موسیقی سنتی دوام اورده، اما امروزه کم کم به نظر میرسد به ورطه تکرار افتاده، و جذابیتش را از دست داده، حتی خود همان اساتید نیز گاهگاهی کاری ارائه می‌کنند، انگار دارند از روی دست خودشان کپی می‌کنند، و خب، مسلما کپی از اصل خیلی نازلتر است؟

دقیقا درست میگویید، هنر بیش از هر محصول دیگری که از اندیشه انسانی تراوش میکند ، نیاز به نو شدن وهمگامی با تغییر و تحولات زندگی انسانی دارد، برای همین در بهترین حالت به تعبیر شما شنونده بدنبال اینست ببیند این اثار چقدر از اصلشان فاصله دارند وکمتر پیش می اید که مخاطب با حیرت و شوق به کاری گوش بسپارد

چیزی که به عنوان صوفی موزیک در هند برگزار می‌شود، شما تا به حال در آن شرکت کرده اید؟

در هند برای صوفی موزیک دعوت نشده‌ام، بلکه یک کنفرانس عرفانی بود که شرکت کردم، منتها یکی دو اجرا به اتفاق گروههای موسیقی عرفانی برگزار کردم، ولی در زمینه موسیقی عرفانی در جاهای دیگر شرکت کرده‌ام. 

منشاء این موسیقی که الان به صوفی موزیک مشهور شده، بیشتر از همان هند است؟

البته شاید هندی ها در حال حاضر معرفی و به تبع آن تبلیغات بیشتری روی این صوفی موزیک داشته باشند، ولی خب مسلماٌ نمی‌توان گفت منشا آن هند است، چون خیلی از نقاط دنیا موسیقی با منشاء عرفانی دارند، اما درباره ی موسیقی عرفانی که در هند برگزار می شود، نصرت علی خان که از استادان بنام هندی بود که این شاخه از موسیقی را به دنیا معرفی کرد و طرفداران بسیاری هم پیدا کرد، در باره اجراهایش می گفت: موسیقی صوفی که ما روی صحن اجرا می کنیم، در واقع موسیقی مجاز ماست اصلش را باید در خانقاه های ما بشنوید. 

منظورتان همین موسیقی قوالی است؟ 

بله، یک قوالی مخصوص کشمیر دارند که موسیقی عرفانیشان هست، و خیلی هم به ان اعتقاد  و ارادت دارند.

شما موسیقی عرفانی را منبع زاینده ای برای کارهای خلاقانه می بینید، به تعبیری اینده خوبی را برای ان متصوراید؟

در حال حاضر بسیاری از موسیقی را که عرفانی می نامند و تحت این عنوان به خورد مردم می دهند، در واقع موسیقی عرفانی نیست، چرا که اصل موسیقی عرفانی چیز دیگری است و پویایی و تحرک فروانی دارد و پر از شادی و شعف است. شما اگر دقت کنید می بینید حتی اشعار و ملودی هایی که کمی غم انگیز است، در این جنس موسیقی، حالت حماسی به خود می گیرد، و اثری از انفعال و خمودگی در انها نیست. همین محتویات است که در غرب شعر و موزیک صوفیانه طرفداران بسیاری پیدا کرده، البته این تقاضاها گاهی هم باعث شده برخی از این رونق سوء استفاده کرده و آثار کم ارزشی را تحت عنوان موسیقی عرفانی به بازار هنر عرضه کنند.

آقای آزاد،  در این چند سال که کارهای شما را دنبال کرده ام بنظرم اینگونه می آید که شما علاقه خاصی به سبک و سیاق موسیقی صوفیانه دارید، آیا درست است؟

خب ، کار من چند بخش دارد، یکی بخش سنتی، یک بخشی عرفانی، و یک بخش موسیقی تلفیقی است مثلا اخیراٌ با سرخ پوستان آمریکا یک کار تلفیقی را اجرا و ضبط کرده ام، یکی کارتلفیقی  از موسیقی گاسپن که  سیاهپوستان در کلیسا اجرا می کنند، با انها در نیویورک ضبط کردم، که بزودی روانه بازار می شود، در این اثر آنها اشعاری درباره حضرت مسیح  خواندند و من هم اشعار مولانا را خواندم.

ببینید، درست است که موسیقی از کلام جداست، اما به هر حال زبان مردم در گرایششان به انتخاب موسیقی که گوش می دهند خیلی موثر است، و از این زاویه می شود گفت ما فارسی زبانان، اقلیت کوچکی هستیم، مثلا در مقایسه با همین همسایگان‌مان، مثل ترک‌ها و عرب‌ها که کشورهای زیادی را دربرمی گیرند، زبان فارسی در همان دو سه کشوری هم که رواج دارد، اکثریت مطلقی ندارد، با احتساب این مشکل می توان امید داشت، موسیقی ما مثل هندی ها و عرب ها عالم گیر شود؟

صدرصد امید موفقیت وجود دارد. نه تنها در آینده، که همین امروز هم مخاطبان غیر فارسی زبان زیادی داریم، بسیاری از کسانی که به کنسرت های خارج از کشور من می‌ایند فارسی نمی‌دانند اما با حال و هوای موسیقی ارتباط برقرار می کنند و روزبه روز هم بر تعدادشان افزوده می شود  و یکی از دلایل علاقمندی خارجی‌ها اتفاقا همین ریشه های عرفانی موسیقی ماست.

با توجه به اینکه آذربایجانی هستید و تار هم میزنید، شاگرد استاد بیکجه خانی هم بودید؟

من هیچ استاد حضوری نداشته ام اما به صورت غیر مستقیم از کارهای استادان زیادی از جمله استاد بیکجه خانی درس گرفته ام.

شما تار ترکی هم می نوازید؟

خیر من تار ترکی نمی زنم ( البته کمی میزنم) ولی با تار ایرانی ملودی های ترکی را اجرا می کنم.

شما جزوء اولین کسانی هستید که مشترکاٌ با یک خانم به اجرای آواز پرداختید؟

بله اولین تجربه را در این سال ها ما داشتیم و استقبال خوبی هم شد، ولی خب دیگر پیش نیامد البته در خارج از ایران اجراهای مختلفی بوده است، ببینید این مسئله هم کم کم باید حل شود چون صدای انسان و مثلاٌ خانم ها مثل هر ساز دیگریست و می توان گفت یک جلوه‌ی زیبای دیگر از  آفرینش است

چند بار به کرمان سفر کرده اید؟از اجرایتان در این جا راضی هستید؟

این بار دومین دفعه ایست که به کرمان اماده ام و برنامه اجرا کردم. و از برنامه و استقبال هم کمال رضایت را دارم و بدین وسیله از مردم خوب کرمان تشکر می کنم.

 

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.