Tycoons slot betsoft games

گفتگو با هارت موت نیمن کارشناس ارشد ایرانشناسی از دانشگاه گوتینگن آلمان

گفتگو با هارت موت نیمن کارش

جشن باستانی سده ظرفیت خوبی برای جذب گردشگر خارجی است

وقتی از دشواری‌های کشاورزی و صنعت به دلایل معلومی چون کم ابی و خشک سالی هم چنین دور بودن تکنولوژی ما از صنعت جهانی سرخورده می‌شویم به ناگاه یک موضوع را همه‌ی ما  از آستین شعبده حرافی که از خواص‌مان است !! درمی‌آوریم، و شبیه جملات ذیل که  از فرط تکرار، نخ‌نما هم شده بر زبان می‌آوریم 

 (نظر به اقلیم متنوع ایران از حیث جغرافیای طبیعی و حتی جغرافیای انسانی، همچنین تاریخ چندهزار ساله‌ی میهن‌مان که ادوار مختلفی را شامل می‌شود و تاثیر شگرفی بر فرهنگ جهانی گذاشته است بی‌شک صنعت توریسم ما ترقی خواهد کرد، به عبارتی پیشاپیش در ذهن ما درآمد توریسم یک درآمد تحقق یافته است.)

 و اما، در این میان یک نفر هم نیست که بپرسد پس چرا توریست‌های خیالی از راه نمی‌رسند، کم‌کم سال 1400 هم دارد از راه می‌رسد، یعنی همان سالی که قرار بود درآمد ما از گردشگری به ارقام فلان میلیارد دلاری برسد!! که امروز حتی خجالت می‌کشیم رقم‌هایی که پیش‌بینی کرده بودیم بر زبان آوریم، شاید بسیاری را عقیده بر آن باشد که ادامه دادن این سوالات، ما را وارد منطقه قرمز سیاسی می‌کند و به اصطلاح جزو اسرار مگوست. البته شاید مسائل کلان سیاسی و برخی دیدگاه‌های خاص، در کاهش چشمگیر درآمد حاصل از گردشگری برای ما موثر باشد، که هست، اما این همه‌ی مطلب نیست،‌ با همین وضع موجود، اگر بتوانیم گردش کار را،‌ از دست این بروکراسی فلج کننده در آوریم، و درآمد و شغلی از آن برای مردم بدست آید، کار بزرگی کرده‌ایم، چرا که سد سکندر، در حال حاضر این‌ها هستند، پس  گم شدن در مباحث نظری مربوط به آزادی عقیده و شبیه آن، فقط ما را در برهوت گمشتگی عجیبی سرگردان می‌کند.

 در گفت و گو  با هارتموت نیمن که 25 سال پیش  مدرک ایران‌شناسی را از دانشگاه معتبر گوتینگون آلمان دریافت داشته و بلاانقطاع، تجربه 25 سال راهنمایی هموطنانش در سفر به ایران را به  عنوان راهنمای گردشگران آلمانی، به همراه دارد، و شش نفر گردشگر را برای تماشای مراسم سده امسال با خود به کرمان آورده، باز متوجه شدم، نقطه تاکیدش روی جزییات است، او خیلی روشن از من پرسید مگر یزد امکاناتش از کرمان چه قدر بیشتر است که پنجاه خانه بوم‌گردی دارد، حال انکه من مجبور شدم دیشب، تنها محل بوم‌گردی کرمان را ، به دلیل نداشتن دستشویی مناسب، برای گردشگر بیمار، ترک کنم و به هتل بیایم، آن هم هتلی، که همین گردشگر می‌تواند با کیفیت بهتر و قیمت ارزان‌تر، در اطراف کشور خودش پیدا کند؟ مسلما من به عنوان یک خبرنگار پاسخی برای این سئوال نداشتم!! 

 

برای تماشای جشن سده تشریف آوردید؟

 بله، البته یکی از اهداف این سفر تماشای این مراسم است که بیش از یک قرن در کرمان برگزار می‌شود و تعداد زیادی از مردم کرمان در آن شرکت می کنند به نظرم این یک مراسم ملی هم هست و اگر کار تبلیغاتی خوبی درباره آن بشود مسلما تعداد بسیار بیشتری برای تماشای آن خواهند آمد.

با این همه رسانه های متنوع و نهادها و بنیادهای دولتی و غیر دولتی ،که حداقل اسم و عنوانشان مرتبط با توریسم  میباشد، باز هم شما اعتقاد دارید که اطلاعات کافی به علاقمندان گردشگری نمی رسد؟

الان کمتر کشور دور دست حاشیه هیمالایا یا مثلا اقیانوس ارام دفاتر اطلاعاتی و ارتباطی برای دادن اطلاعات موثق و هماهنگی برای جذب توریسم در اروپا دارند، اما متاسفانه برای ایران یک چنین چیزی نیست، البته باید بگویم از سال 91 و حدود 25 سال پیش که من کارم را اغاز کردم، تا به امروز، وضع خیلی بهتر شده، ولی باید بدانیم کشور ایران  یا هر کشور دیگری در جذب گردشگر خودش تنها نیست و بدیهی است باید در یک رقابت  جهانی شرکت کند، اینجاست که باید بدانیم اگرچه نسبت به قبل بهتر شد ه ایم،‌ اما بدیهی است ایران در یک رقابت گسترده برای جذب گردشگر با کشور های دیگر حضور دارد،‌ و باید مرتبا شرایط خود را در این رقابت سنگین بهتر و بهتر کند.

 به همراه چند نفر در این مراسم شرکت کردید؟

فقط شش نفر

چر اینقدر کم؟

به همان دلایلی که گفتم،‌ یعنی نبود اشنایی با این مراسم.

آیا همراهان شما از تماشای این مراسم راضی بودند؟

خوشبختانه بله، اما چه بسا اگر تعداشان بیشتر بود و صرفا برای همین مراسم خاص با تبلیغات و آگاهی بیشتر می‌آمدند، ای بسا چندان راضی برنمی‌گشتند.

چرا؟

به خاطر ناهماهنگی ها زیادی که  درجریان کار پیش امد، مثلا ساعات برگزاری مرتب عوض شد و اگرچه شش نفر آلمانی که با من بودند، از این چیزها آگاه نبودند، برای آنها سفر دو هفته‌ای در ایران ترتیب داده شده بود که سده هم جز آن بود، آن‌ها آتشی را تماشا کردند و به ادامه سفرشان فکر می‌کردند،‌ اما دوستان ایرانی من از این مسئله دلتنگ بودند که مسولین آنها را مدام تشویق به تحرک و فعالیت در عرصه‌ی توریسم می‌کنند، آن‌ها هم من و امثال من را در اقصی نقاط جهان قانع می کنند، کشورشان جذابیت‌های فراوانی را در دل خود دارد، مثلا همین برگزاری یک مراسم باستانی به صورت منظم، مثل همین جشن سده (که ظرفیت خوبی هم برای جذب گردشگر دارد)‌، خب طبیعی است اگر با یک چنین کم کاری هایی مواجه شوند، برای قانع کردن مجدد آژانس‌های خارجی به منظور سفر به ایران  برای سال بعد، با دشواری روبه رو می‌شوند.

وضع کرمان در جذب گردشگر در مقایسه با بقیه نقاط ایران چگونه است؟

شاید بیش از هشتاد و حتی نود درصد گردشگر خارجی که وارد ایران می‌شود،‌ به کرمان سفر نمی‌کند، تهران کاشان، اصفهان، شیراز و تازگی‌ها یزد هم،‌ خود را به آن‌ها نزدیک کرده است.

چرا به کرمان سفر نمی‌کنند؟

ببینید، همین دوستانی که با من هستند، چند بار به ایران آمده‌اند، آن‌ها که در حوزه توریسم فرهنگی فعال‌اند می‌دانند، آنها برای اقامتشان در همین فرصت کوتاه، به دنبال لذت بردن از صحن و سرای یک فضای شرقی هستند، که یزد و کاشان با باسازی خانه‌های قدیمی اعیان و اشراف و تبدیل آنها به هتل‌های حتی تا پنج ستاره، این حس را به گردشگر می‌دهند، اما کرمان چنین چیزهایی ندارد، همین دیشب ما در  یکی از خانه‌های بوم گردی (در خیابان زریسف) که اخیرا راه‌اندازی شده اسکان یافتیم، اما به دلیل مناسب نبودن دستشویی‌ها، مجبور شدیم امشب به هتل بیاییم. خب یک پیرمرد هشتاد ساله که بیماری پروستات دارد و جزو همراهان  من است، پولش را به من می‌دهد تا بتوانم به او خدمات سیاحتی بدهم و یکی از این خدمات لمس فضای شرقی در خانه‌هایی است که برای‌تان گفتم، و گرنه بسیار بهتر از این هتلی که من و شما در آن نشسته‌ایم و گفت و گو می‌کنیم را، همین مسافر می‌تواند با پول کمتر و خدمات بیشتر در ترکیه تجربه کند.

در طی این سال‌ها با مسولین هم دیداری داشتید و مسائل این چنینی را با آن‌ها در میان گذاشتید؟ 

به طور خاص خیر، اما اینجا و آنجا در مسافرت‌ها دیدارها و صحبت‌هایی شده است، ولی اگر آنها بخواهند که مشکلات‌مان را  با آنها درمیان بگذاریم، با کمال میل این کار را خواهیم کرد، چرا که این همدلی‌ها و هم‌اندیشی‌ها به نفع همگان خواهد بود.

شنیدم که شما در کنوانسیون جهانی راهنمایان گردشگری که در روزهای اخیر، به میزبانی ایران برگزار شد، فعال بودید، ظاهرا آقای روحانی هم در افتتاحیه این کنوانسیون حضور داشتند؟

بله، ‌ایشان بیش از نیم ساعت از وقت‌شان را به این کار اختصاص دادند و صحبت‌های خوبی هم کردند، پس از آن، البته، ورک شاپ،‌ سخنرانی و کارهای معمولی این انجمن، طبق معمول ادامه یافت، اما اینجا باید یک نکته‌ای را یادآور شد، سال‌ها پیش که اقای مرعشی رئیس گردشگری ایران بودند، در آلمان سخنان امیدوارکننده‌ای از برنامه‌ریزی برای رونق توریسم در ایران مطرح کردند و افق‌های خوبی را برای آینده مطرح کردند، ولی ایشان سال بعد دیگر در آن شغل نبودند و با آمدن یک مدیریت متفاوت تمام آن کارها که قرار بود انجام شود متوقف شد، خب تصور کنید دوستان آلمانی ما، که این‌همه از این سخنان امیدوار شده بودند، سال بعد که از ما می پرسیدند چه برنامه و کارهایی انجام شده؟ واقعا پاسخی نداشتیم به آنها بدهیم!! اینکه می‌گویند بروکراسی باعث خیلی از مسائل می‌شود و موانع را بوجود می‌آورد همین جاست.

در آلمان که گردشگری رونق خوبی دارد مدیریت دولتی آن چگونه است؟

در آلمان تشکیلات دولتی برای اینکار وجود ندارد، و فقط  آژانس‌ها و انجمن‌هایی که کارشان مرتبط با این حوزه است، اگر نیازی به هماهنگی داشته باشند، خودشان تشکیلاتی راه‌اندازی می‌کنند، و برای مجوز آژانس هم،‌ همان جواز کار تجارتی، نیاز است، که طبق قوانین مربوطه متقاضی،‌ باید مجوزاش را مانند دیگر مشاغل بگیرد.

با تشکر از شما که با این‌همه خستگی برای این مصاحبه، وقت گذاشتید.

من هم از شما و همه مردم خوب ایران تشکر می‌کنم، چرا که همه گردشگران خارجی که به ایران  سفر می‌کنند، اگر هر مشکلی را هم تجربه کنند، دست آخر به دلیل رفتار گرم و صمیمی مردم ایران، همیشه از سفر به اینجا راضی هستند.

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.