Tycoons slot betsoft games

خلیل همایی:مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری فوران جهل فرهنگی قاتل ، از خاکستر کتمان و بی تفاوتی جامعه !!

خلیل همایی:مدیرکل امنیتی و

در اولین ساعات شامگاه دوم دی ماه 95 صفیرگلوله‌های یک تفنگ کلاش در روستای جهان آباد فهرج، خانواده‌ای را به خاک و خون کشید. در میان کشته شدگان از کودک 7 ساله‌ای به نام رژان تا پیرمرد 61 ساله و چندین زن و دختر جوان وجود داشتند و اما قاتل، به نام شهروز ، جوان 26ساله‌ای بود که داماد خانواده و پسر خاله‌ی آن‌ها محسوب می شد. این حادثه‌ی تلخ در شرایطی اتفاق افتاد که فهرج یکی از امن‌ترین شهرستان‌های کرمان محسوب می‌شد و در سه سال اخیرحتی یک مورد قتل عادی هم در آن رخ نداده بود.

متهم به قتل در مدتی کمتراز72 ساعت پس از ارتکاب این جنایت ناجوانمردانه ، علیرغم فرار به استان مرزی سیستان و بلوچستان با تلاش نیروهای انتظامی و امنیتی مورد شناسایی قرار گرفت و دستگیر شد و علی القاعده ، طی یک پرونده‌ی ویژه و خارج از نوبت رسیدگی و محاکمه و مجازات می‌شود و اما می‌خواهیم از ابعاد دیگری به این رخداد تلخ بنگریم:

در حوزه‌های امنیتی و انتظامی بخش مهمی تحت عنوان مداراطلاعاتی یاتجزیه و تحلیل وجود دارد . کاری که این بخش از سیستم انجام می‌دهد این است که با ریشه‌یابی علل وقوع حوادث ، از تکرار آن‌ها پیشگیری می‌نمایند. شبیه کاری که در جرم‌شناسی صورت می‌گیرد.

مسئولیت بخش تجزیه و تحلیل سیستم‌های امنیتی، شبیه کار مسئولین آزمایشگاه‌های پزشکی‌ست. به عبارت دیگر مسئول و کارشناس آزمایشگاه تشخیص طبی نمی‌تواند و نباید لاپوشانی کند،اعداد و ارقام مربوط به شاخص‌های سلامت و بیماری افراد را دستکاری نماید. مثلاً اگر قند بیمار روی 400 است بگوید چون با من قوم و خویش است، یا در جناح سیاسی مخالف من قرار دارد ، عدد آن را کم و زیاد می‌کنم ، یا اگر گلبول‌های سفید یا هموگلوبین بالاتر از حد طبیعی‌ست ، حقیقت را کتمان کند چون بیمار یا اطرافیانش ناراحت می‌شوند و به آن‌ها برمی‌خورد و ...با ذکر این مثال خواستم بگویم حادثه‌ی فهرج ناشی از فقر و جهل فرهنگی عامل قتل بوده و این نظریه‌ی کارشناسی، شبیه نتایج آزمایش پزشکی‌ست.

وقتی رخدادی منجر به قتل می‌شود، در اولین فرصت باید آن را در یکی از چهار گروه ( امنیتی مانند حوادث تروریستی ، انتظامی مانند تلفات ناشی از ازدحام جمعیت و تصادفات و ... ، تسویه حساب های درون گروهی باندهای تبهکار و چهارمین سرفصل یعنی حوزه‌ی فرهنگی اجتماعی ) طبقه بندی نموده و بر همان اساس، اقدامات بعدی صورت پذیرد.

اگر ما ریشه یابی درست و دقیقی نداشته باشیم طبیعتاً در ادامه‌ی کار هم با مشکلات بیشتری مواجه می‌شویم. درست مانند این که نتیجه‌ی آزمایش یک بیمار را به بیمار دیگری بدهیم و هر دارویی که مصرف می‌کند یا هر عمل جراحی که صورت گیرد، وضع را وخیم تر می‌کند.

واقعیت این است که حوزه‌ی فرهنگی اجتماعی ما درکشور به شدت آسیب دیده و طبق آماری که داریم 75 درصد قتل‌ها در سال 94 با منشاء فرهنگی اجتماعی صورت گرفته‌اند. قتل بر اثر مخالفت با خواستگار ، قتل بر اثر سوظن برادر به خواهر ، قتل بر اثر جای پارک خودرو ، قتل برای پیشگیری از واگذاری حضانت فرزند به مادر و موارد دردناک و تلخی که زیر پوست جامعه‌ی ما وجود دارند و اگر بخواهیم مصداقی سخن بگوئیم مثنوی هفتادمن کاغذ شود.

از سوی دیگر فرهنگ درجه‌ی از اهمیت را دارد که مقام معظم رهبری فرمودند اگر برای آن کشته شوم احساس می‌کنم که در راه خدا کشته شده‌ام. چنین مقوله‌ای امروز به شدت در معرض تهدید و تخریب است. اگر در ماجرای قتل های فهرج به ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی آن توجه کنیم از بازتکرار آن جلوگیری خواهد شد، ماجرایی که موجب شد تا یک جوان 26 ساله به درجه‌ای از وحشی‌گری برسد که 10 نفر از نزدیکترین افراد خانواده‌ی خود و همسرش، از جمله دخترک 7 ساله‌ای که از ترس زیر تخت پنهان شده بود را با گلوله‌ای که مستقیم به چشم وی شلیک کرده ، از زندگی محروم سازد و همه را در بهت و حیرت فرو ببرد. اگر نهادهای دولتی و غیر دولتی و مردم نهاد و افراد ذی نفوذ و روحانی محلی و ... ، در ماجرای ازدواج قاتل با دختر خاله‌اش ورود کرده و به ریشه‌یابی علل اختلافات پرداخته بودند و یا به موقع در بحران مداخله نموده بودند ، این ماجرا رخ نمی‌داد. 

اگر متولیان فرهنگی به جای کارهای روبنایی و سطحی مانند بیلبورد و چاپ بروشور و همایش و نمایش و  سخنرانی‌های تکراری و بدون مخاطب، در لایه‌های جامعه نفوذ داشتند، یا به جای پرداختن به مسائل سیاسی و حاشیه‌ای و برجام و موضوعاتی که در تخصص آن‌ها نیست به معضلات فرهنگی اجتماعی حوزه‌های تحت مدیریت و مسئولیت خود می‌پرداختند، این اتفاق به گونه‌ی دیگری رقم می‌خورد.

و اما به نظر می رسد امروز هم که با تدابیر شورای تأمین استان کرمان و حضور به موقع مسئولین امنیتی و انتظامی از رفتارهای هیجانی و انتقام جویی‌های طایفه‌ای پیشگیری شد و قاتل هم در کوتاه ترین زمان ممکن دستگیر گردید ، باز هم جای نهادها و متولیان فرهنگی و مددکاری اجتماعی و بهداشت روانی خالی‌ست و تا زمانی که آن‌ها مسئولیت نپذیرند و به وظایف اخلاقی و قانونی خویش قبل و حین و بعد از حوادث عمل نکنند ، قتل های مشابه باز هم در جای جای کشور تکرار خواهد شد و خون بیگناهان برذمّه کسانی‌ خواهد ماند که کوتاهی کرده اند و روزی مخاطب بایّ ذنبِ قتلت قرار خواهند گرفت.

از سوی دیگر ما درسیستم های امنیتی ، نظامی ، انتظامی و قضایی، ما با اهرم‌های نظارتی و کنترلی و نظام سنجش عملکرد مواجهیم و واحدهای بازرسی و حفاظت اطلاعات و دادسرای نظامی و انتظامی قضات و .. تمام رفتارهای اجزای این سیستم را رصد و کنترل می کنند. اما در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی هیچ کس به هیچ نهاد بالادستی پاسخگو نیست و اصلاً نظام سنجش عملکرد در این حوزه وجود ندارد. به عنوان نمونه امروز اگر از معاونت اجتماعی فرهنگی شهرداری بپرسید چه کرده به نصب چند بیلبورد و چاپ کتاب و بروشور و برگزاری مسابقه و همایش اشاره می‌کند اما نمی‌تواند این کارها و هزینه‌های گزاف چه تاثیری بر فرهنگ ترافیک ، بر سبک زندگی مردم ، بر ارتقای اخلاق ، بر کاهش خشونت ، اعتیاد ، طلاق ، مشروب خوری و ... داشته اند.

دیگران هم به همین نحو نمی‌توانند در حوزه‌های فرهنگی اجتماعی ثمره‌ی فعالیت و هزینه ‌های نجومی خود را نشان دهند و این گونه است که سالیانه، دهها هزار نزاع و درگیری فردی و دسته جمعی در کشور صورت می‌گیرد ، مسائل طبیعی خانوادگی، به خشونت های گفتاری و فیزیکی مبدل می‌شود و شاهد هزاران فقره قتل و جرح هستیم و از سوی دیگر نیز صدها نفر در صف های قصاص قرار می‌گیرند.

این دردها را اگر به تصور این که به کسی برنخورد پنهان کنیم ، به معنای پذیرش و زمینه سازی برای تکرار آن‌ها خواهد بود. گر چه متولیان ، علیرغم تهدیدات سال های اخیر تروریست‌ها ، با .. جان خویش و تقدیم شهدای گرانقدر از جان و مال و ناموس و حیثیت مردم دفاع نموده‌اند و از بالاترین ضریب امنیت در منطقه پرآشوب غرب آسیا و ایران عزیز برخوردار هستیم، که هر از چندگاهی، به ناگاه، شبیه حادثه فهرج سر از خاکستر کتمان برمی آورد و انسانی گرفتار در فقر و جهل فرهنگی و اختلالات شخصیتی فاجعه می آفریند.

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.