Tycoons slot betsoft games

نگاهی گذرا به کتاب پرواز به کرانه‌های فردا اثر مهدی ایرانی کرمانی

نگاهی گذرا به کتاب پرواز به

 حسین ذکایی/ زمان و مکان به عنوان شروط پیشینی اندیشه ما،  بسان ظرفی است که مظروف هستی  ما را در خود جای میدهد و در این نوشته فرا زمانی - مکانی (پرواز به کرانه های فردا)هستی ما بعنوان ملت موضوع سخن قرار گرفته،( اعم از اینکه ملت را به معنی قدیمی دین بکار بریم، یا به معنی جدید(دولت - ملت) ترجمه کنیم)، نویسنده برای اینکه از دور تسلسل و بن بست اندیشه‌های واقعا موجود، که در یک حرکت مدور،  ما را به نقطه اول  میرساند، خلاصی یابد،ضمن اینکه بر پشت سیمرغ اساطیر ایرانی نشسته، وپهنه زمان ومکان را در می نوردد،  تمام تلاشش این است تا  از واقعیت دور نشود ونکته ای و دقیقه‌ای از معانی مورد نظرش فوت نگردد. 
پاسخ به پرسش‌های دشوار
از دویست سال پیش به این سو،  یعنی دوره ای که از روسیه تزاری شکستهای پیاپی خوردیم و فرمانده قشون ایران ،  عباس میرزای نایب السلطنه، هر چه کوشید نتوانست وضع نظامی را به نفع  ما تغییر دهد،در یکی از گفت و گوها با  نماینده ژنرال گاردان فرستاده  ناپلئون  به نام ژوبر  چند سئوال از او  میپرسد،
فرنگی نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و بندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کمتر از شماست؟ 
اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟
در نگاه اول به نظر میرسد ، میرزا جواب‌ها را  می‌داند و سئوالاتش از جنس تجاهل العارف است، (یعنی خود را به نادانی زدن) اما وقتی می‌بینیم پس از دویست سال، همچنان عام و خاص ما از اقتصاد دان وسیاست دان وروحانی و .... برای پاسخ به همین مسائل کتابها نوشته اند ، و ای بسا  تا کنون پاسخ بدرد بخوری هم نیافته اند، متوجه عمق و اصالت  اندیشه‌های میرزا می‌شویم. 
 به نظر می‌رسد مهدی ایرانی کرمانی، که   سیر خود را بر بال سیمرغ در کتاب پرواز به کرانه های فردا ازسپیده دم دوره تاریخی ما یعنی همزمان با  کوچ اریایی ها آغاز کرده ، و تا سی سال اینده(1425)ادامه میدهد،نیز از زمره رهروانی است که هوس کرده شانس خود را برای پاسخ دادن به سئوالات  دشوار استاد تاریخ معاصر ما ،عباس میرزا قاجار بیازماید، بنا براین  تحصیلات فنی و جامعه شناسی، تجربه زندگی در اینسو وانسوی اب، انهم زندگی  غیر یکنواخت  فلاحتی، سیاحتی و تجارتی را، پشتوانه این سیر کرده ، و از همین حیث ،این نوشته شکل وشمایل دایره المعارفی ،با زمینه های متنوع ،از شهرسازی  تا انرژیهای نو،نانو تکنولوژی،اقتصاد کشاورزی  و فرهنگ وهنر را در بر گرفته است، با این حال انچه باعث میشود، خواننده به ورطه پراکندگی نیافتد، تمهیدات فرمی ومحتوایی نویسنده است 
نمونه تمهیداتی محتوایی که  نویسنده برای خواندنی تر شدن کتاب بکار گرفته 
دردمندانه نوشتن
گر دریغ ودرد من بشنوده ای                                
تو بسی حیران تر از من بوده ای   عطار
ازحیث محتوایی دردمندانه مسائلی که زندگی ما وآیندگان را تهدید میکندنگاشته ، در داستان به زعم او  «پر  از آب چشم  اب وکشاورزی» می‌خوانیم: 
«بحران آب در کشاورزی...شرب… یک شبه پیش نیامد...حرص بهره برداران...فساد اداری، قوانین مخرب،ومصوبات ویرانگر دولتی، وضع  کشور ما را که  در گروه مناطق خشک ونیمه خشک جهان قرار دارد، به جایی رساند که صد وپنجاه هزار هکتار زمینهای کشاورزی حوزه ارومیه به ششصد هزار هکتار افزایش پیدا کرد و دریاچه ارومیه تقریبا خشک شد.»
صریح و بی پرده نوشتن
تمهید دیگر او بی تعارف بودن است، ایرانی بدون گرفتار شدن در دور تسلسل بحثهای مثبت ومنفی،که مدام با مرده باد وزنده باد طرفداران ومخالفان انقلاب ،پایان مییابد ،در صفحه ی248مینویسد
«من انقلابی را سراغ ندارم که با گسستگی امور،زیاده روی های بی حد،اغتشاش در ایین حکمرانی،رخت بربستن هنجارهای اخلاقی و رفتاری،به هم ریختن سنجه های عدل وداد، خشونت افسار گسیخته وچیرگی عصبیت های خام بر عقلانیت، همراه نباشد ،به ویژه در مورد انقلاب ایران که زیر لوای اسلام شکل گرفت و در اثر تداخل فرایند کسب قدرت با مبانی ایمانی،نه فقط این هنجارها،بلکه مبانی ایمانی نیز اسیب جدی دیدند، در تب وتاب انقلاب ها وجنگ ها همه تصمیم ها سنجیده وخردمندانه نیستند و در چنین شرایط انچه مهم است، تسلط بلا منازع انقلابیون بر همه ارکان جامعه است،کسانی، در جایگاههایی قرار میگیرند که  صلاحیت و شایستگی ندارند، و در نتیجه حقوق افراد همچون حق حیات،حق مالکیت، ازادیهای مدنی و فرهنگ،اقتصاد ،محیط زیست ومنافع دراز مدت جامعه، اهمیت درجه چندم پیدا میکند پدیده انقلاب ایران هم سهم خودش را از این پدیده داشت» 
توصیف طولانی ایرانی را درباره پدیده انقلاب ،البته به نسبت این بررسی کوتاه از آنرو نوشتم،که به  نتیجه گیری  غیر معمول وغیر معهود او اشاره کنم،بدون اینکه گرفتار حب وبغض شودوبه صف طولانی مرده بادوزنده باد گویان،اضافه شود در ادامه اورده
«همه انقلابها این دوره شوم را سپری کرده اند منتهی بعضی انرا هوشمندانه مدیریت کرده اند وبعضی ناشیانه تر»
نویسنده بدون  درجازدن در بحثهای «مرغ وتخم مرغ»، هوشمندانه به انقلاب مثل یک تقدیر محتوم مینگرد،و انگاه،  عنان اندیشه را بدست یکی از حکیمان عصر جدید چین، چوئن لای، نخست وزیر مائو، میدهد.
«در دهه شصت سده بیست میلادی خبرنگاری از چوئن لای...درباره انقلاب چین و...روسیه پرسید مضمون پاسخ  او این بود «بیش از چهل واندی سال از انقلاب روسیه نگذشته ومدت زیادی از کشتار میلیونها انسانی که در قالب اشتراکی سازی،صنعتی سازی،قحطی های مصنوعی ومبارزه با دشمنان انقلاب اکتبر انجام گرفت نمیگذردو هنوز خیلی زود است که به ارزیا بی ان انقلاب بپردازیم در انقلاب 1789 فرانسه نیز فجایع گسترده انسانی صورت گرفت و نام روبسپیر و ياکوبن»ها مترادف با گیوتین وکشتار بود وجنگ های ناپلئون،که سراسر اروپا را به خاک وخون کشید،نتیجه ی محتوم انقلاب بود،تازه پس از صد سال معلوم شد که انقلاب فرانسه یکی از دوران‌سازترین و اثر گذارترین انقلاب ها بوده است ،بنابراین پس از فقط ده پانزده سال اظهار نظر کردن درباره انقلاب خودمان(چین)کاری غیر ممکن است»
تمهیدات فرمی
ایرانی از تکنیک مصاحبه برای تبیین موضوعات مختلف بهره برده،و بربال سیمرغ برای دیدن،انسانهای متخصص وبه زعم او نازنین، به اقصی نقاط کشورمان سفر کرده است
«باید بروم، باید امروز یا فردا به اهواز بروم وبا دکتر هادی اگاه دیدار کنم سپس به دیدار کار کیا (والی)ی اصفهان،همان شخصیتی که خانم دکتر ابراهیمی به او اشاره کرده بود بشتابم»
 بیان شیرین 
در صفحه 92 در مذمت تقلید کورکورانه ولو از شیخ اجل میخوانیم اگر  این پند سعدی را الگو قرار دهیم  که «دروغ مصلحت امیز به از راست فتنه انگیز» پس «طبق فرمایشات گهربار شیخ درباب پنجم گلستان بایستی بساط شاهد بازی را هم، می گستراندیم.»
طنز راستین (زهرخند)
درباره‌ی قصه ی پرغصه دانش و دانشگاه به قلم مهدی ایرانی در صفحه 128کتاب میخوانیم: 
« در زبان انگلیسی برای پایان مقطع تحصیلی از واژه Graduate استفاده می کنند. ریشه لغوی این واژه در gradus  لاتین به معنای پله و گام به پیش یا حرکت به یک پله بالاتر است. ولی ما «فارغ» شدن استفاده می کنیم. تو گویی که زایمانی سخت در کار بوده و اکنون می خواهیم به روند عادی زندگی باز گردیم.بگذریم در خیابان انقلاب با این آگهی ها مواجه شدم «پروژه دانشجویی با ارزان‌ترین قیمت» با قیمت بسیار ارزان برایت پایان‌نامه می‌نویسند: تاریخ و علوم سیاسی، مدیریت و اقتصاد، زبان و ادبیات فارسی، مقاله های isi باقیمتی باورنکردنی برایت برنامه نویسی می کنند با هر زبانی که بخواهی 
اری خوشبختانه امکانات در حدی زیاد شده که می توان بی آنکه چیزی از مدیریت بفهمی مدرکش را دریافت کنی بی آنکه زبان بدانی ترجمه کنی بی آنکه سیاست و اقتصاد بفهمی مقاله هایی در آن حوزه ها داشته باشی آن هم در سطح ژورنال های بین المللی و. ISI  کافی است پول داشته باشی آنهم نه زیاد بلکه نرخ دانشجویی.
از امروز دیگر به میوه فروش همسایه نمی خندم که آنها که کت و شلوار دارند را دکتر و آنها که اسپرت می پوشند را مهندس صدا می زند او جامعه را بهتر می شناسد حتما او می داند که هزینه دکتر مهندس شدن گرفتن یک تاکسی به مقصد میدان انقلاب است از امروز دیگربه حسابدار شرکتمان نمیخندم که میگوید درست است که دیپلم دارم اما دیپلمم قدیم است او فرق دیپلم جدید وقدیم را خوب فهمیده است ......امشب شب قدر است اما خوب می دانم که سرنوشت شوم جامعه ما نه آن هنگام که در تاریکی نیایش می کنیم و اشک می ریزیم، بلکه آن هنگام که در روشنایی تلفن نویسنده ی دانشنامه خود را روی دیوارهای میدان انقلاب می بینیم و لبخند می زنیم نوشته می شود ما مردمی شدیم که تقلب می کنیم، دانش معامله می کنیم عنوان می خریم اقتصاد ایرانی، صنعت ایران، فرهنگ ایرانی،‌تاریخ ایرانی، ادبیات ایرانی، همه و همه را می توانیم صفحه ای هزار و پانصد تومان بخریم و خوشحال باشیم که مدرک مان را با کمترین وقت و هزینه گرفته ایم اما از یاد برده ایم که در جامعه ای زندگی می کنیم که سایر کالا ها و خدمات نیز به احتمال زیاد توسط کسانی به ما ارائه می شود که دانش خود را از همین میدان شاید کمی بالاتر و پایین تر خریده اند.»
سخن پایانی
 میشود کتاب پرواز به کرانه های فردا  را به کشکولی (از حیث تنوع) تشبیه کرد که محتویا تش بر ذهن هر ایرانی فرهیخته امروز سنگینی میکند، و بی شک بر ذهن نویسنده کتاب ، بنابراین مهدی ایرانی در این نوشته سعی دارد به تعبیر حافظ با طی زمان ومکان در سلوک شعر (و در اینجا در سلوک گزارش گونه نویسنده) ازدیروز به افقهای فردا ، پلی بزند و ما را از سنگینی هوای زمانه برهاند، جبری که با صد زبان حرف پروفسور حسابی را  در گوش ما تکرار میکند(نقل به مضمون) جهان سوم جایی است که در آن اگر بخواهی  خانه ات را اباد کنی     وطنت را ویران خواسته ای و اگر وطنت را اباد خواهی   خانه ات را ویران      

 

دیگر مطالب مرتبط

نظرات و دیدگاه های شما

دیدگاه و نظرات خود را ارسال کنید.